یادداشت سردبیر تیکا موزیک به بهانه ۱۷ مهر، سالروز درگذشت محمدرضا شجریان

یادداشت سردبیر تیکا موزیک به بهانه ۱۷ مهر، سالروز درگذشت محمدرضا شجریان
مجله متنی
۱۷ مهر ۱۴۰۵

هفدهم مهرماه، تنها یک روز در تقویم نیست؛ یادآور روزی است که حنجره‌ای خاموش شد تا صدایش در جانِ یک ملت برای همیشه جاودانه بماند. به بهانه سالروز کوچ ابدی محمدرضا شجریان، باید گفت او تنها یک نام در فهرس…

هفدهم مهرماه، تنها یک روز در تقویم نیست؛ یادآور روزی است که حنجره‌ای خاموش شد تا صدایش در جانِ یک ملت برای همیشه جاودانه بماند. به بهانه سالروز کوچ ابدی محمدرضا شجریان، باید گفت او تنها یک نام در فهرست بلندبالای موسیقی‌دانان ایران نبود؛ او لرزه‌نگارِ روحِ اجتماعی و حافظه شنیداریِ ما بود. برای ما در تحریریه «تیکا موزیک»، نوشتن از «خسرو آواز ایران»، مرور کارنامه یک خواننده نیست، بلکه خوانشِ تاریخِ معاصرِ سرزمینی است که بغض‌ها، امیدها و دردهایش را در حنجره یک مرد پیدا کرد.

شجریان مسیر خود را از تلاوت قرآن و برنامه‌های «گل‌ها» آغاز کرد، اما خیلی زود دریافت که رسالتش چیزی فراتر از اجرای بی‌نقص گوشه‌ها و ردیف‌هاست. او در دهه‌های شصت و هفتاد، با آثاری چون بیداد، نوا (مرکب‌خوانی)، دستان و زمستان است، موسیقی اصیل ایرانی را از پستوهای تکرار بیرون کشید و به آینه‌ای برای انعکاسِ شرایط روز جامعه تبدیل کرد. فریاد «شهر یاران را چه شد؟» در آلبوم بیداد، تنها یک اجرای آوازی نبود، بلکه مرثیه‌ای برای یک دوران بود.
اما نقطه عطف پیوند او با دردهای عمیق مردم، در زمستان تلخ ۱۳۸۲ رقم خورد. وقتی زمین در بم لرزید و ارگ و شهر را با هم ویران کرد، شجریان نتوانست تنها تماشاگر باشد.

کنسرت «هم‌نوا با بم» با همراهی حسین علیزاده، کیهان کلهر و همایون شجریان، فراتر از یک رویداد موسیقاییِ خیریه بود. در آن شب‌ها، شجریان روی صحنه فقط آواز نخواند؛ او با مویه‌هایش، شهری ویران را در آغوش کشید. موسیقی ایرانی در آن لحظات، به پناهگاهی برای سوگواریِ جمعیِ یک ملت تبدیل شد و قطعه «فریاد» تجسم بی‌قراری ملتی در سوگ هم‌وطنانش بود.
این ایستادن در کنار مردم، در سال ۱۳۸۸ به اوج خود رسید. در روزهایی که خیابان‌ها ملتهب بود و جامعه در جستجوی صدایی برای دادخواهی، شجریان تصنیف «زبان آتش» (تفنگت را زمین بگذار) را با شعری از فریدون مشیری منتشر کرد. او با شجاعتی تاریخی، رویارویِ خشونت ایستاد و با بیان این جمله که «من صدای همین خس و خاشاکم»، نشان داد هنرمندی که ریشه در خاک دارد، هرگز به مردمش پشت نمی‌کند. او هزینه این ایستادگی را با ممنوع‌الکاری و حذف صدا و تصویرش از رسانه‌های رسمی پرداخت، اما در عوض، برای همیشه در قلب مردم تکثیر شد.
و در نهایت، نمی‌توان از شجریان گفت و از «مرغ سحر» یاد نکرد. تصنیفی که در پایان هر کنسرت، نه به عنوان یک قطعه موسیقی، بلکه به مثابه یک «نیایش جمعی» اجرا می‌شد. وقتی هزاران نفر در سالن‌های کنسرت در سراسر جهان با او هم‌صدا می‌شدند تا «ظلم ظالم و جور صیاد» را فریاد بزنند، شجریان دیگر یک خواننده نبود؛ او رهبرِ ارکسترِ امیدواریِ ملتی بود که در تاریکی، به دنبال «نفس باد صبا» می‌گشت.
محمدرضا شجریان رفت، اما صدای او اکنون بخشی از ژنوم فرهنگی ماست. رسانه «تیکا موزیک» با افتخار و احترام، در برابر این کوه استوار موسیقی و آزادگی سر تعظیم فرود می‌آورد. صدایی که در هفدهم مهرماه در گلوگاه تاریخ جاودانه شد، هرگز خاموش نخواهد شد.

نظرات

در حال بارگذاری…